<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>دو فصلنامه علوم سبزی ها</title>
    <link>https://iuvs.ilam.ac.ir/</link>
    <description>دو فصلنامه علوم سبزی ها</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>بررسی اثر هورمون ایندول-۳-بوتیریک اسید و نوع قلمه بر ریشه زایی قلمه‌های فلفل دلمه ای</title>
      <link>https://iuvs.ilam.ac.ir/article_733367.html</link>
      <description>فلفل از جمله سبزی&amp;amp;shy; هایی است که علاوه بر مزرعه در محیط&amp;amp;shy; های کنترل شده مانند گلخانه نیز کشت می&amp;amp;shy; شود. یکی از هزینه&amp;amp;shy; های بالای این محصول در محیط&amp;amp;shy; های کنترل شده، هزینه تأمین بذر است. این تحقیق جهت بررسی تکثیر&amp;amp;nbsp; فلفل دلمه &amp;amp;shy;ای گلخانه &amp;amp;shy;ای از طریق قلمه&amp;amp;shy; به&amp;amp;shy; منظور کاهش هزینه بذر انجام شد. بدین منظور&amp;amp;nbsp;از دو رقم هیبرید فلفل گلخانه&amp;amp;shy; ای 1204 (قرمز رنگ) و 7141 (سبز رنگ)، دو نوع قلمه گره&amp;amp;shy; دار و بدون گره تهیه گردید. قلمه &amp;amp;shy;ها به مدت 30 ثانیه با غلظت&amp;amp;shy; های 0، 1000 و 1500 میلی&amp;amp;shy; گرم در لیتر هورمون ایندول-۳-بوتیریک اسید تیمار شدند و سپس در سینی&amp;amp;shy; های نشاء در بستر کشت مخلوط 60% پرلیت و 40% کوکوپیت در یک سالن کوچک گلخانه کشت گردیدند. این آزمایش بصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً‌ تصادفی در 3 تکرار انجام گرفت. فاکتورها شامل رقم فلفل‌، نوع قلمه و غلظت هورمون اسید ایندول بوتیریک بود. نتایج نشان داد که فلفل نسبت به گوجه&amp;amp;shy; فرنگی و خیار سخت ریشه&amp;amp;shy; زا بوده و بعد از گذشت یک ماه قلمه &amp;amp;shy;ها به اندازه کافی تولید ریشه &amp;amp;shy;های نابجا نمودند. رقم 7141 ریشه&amp;amp;shy; زایی بهتری نسبت به رقم 1204&amp;amp;nbsp;داشت. قلمه&amp;amp;shy; های گره&amp;amp;shy; دار تعداد ریشه و طول مجموع ریشه بیشتری نسبت به قلمه&amp;amp;shy; های بدون گره تولید نمودند. هر دو غلظت 1000 و 1500 میلی&amp;amp;shy; گرم در لیتر هورمون نسبت به تیمار بدون هورمون، تعداد ریشه و طول مجموع ریشه در قلمه را بطور معنی &amp;amp;shy;داری افزایش دادند. بین دو غلظت هورمون در صفات ریشه&amp;amp;shy; زایی مورد مطالعه تفاوت معنی&amp;amp;shy; داری مشاهده نشد.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر هیدروپرایمینگ، بیوپرایمینگ (قارچ تریکودرما) و پوشش&amp;shy;دار کردن بذور با نانو کلات بر شاخص &amp;shy;های جوانه&amp;shy; زنی و خواص آنتی &amp;shy;اکسیدانی عصاره برگ کینوا (.Chenopodium quinoa Willd) تحت تنش کادمیوم</title>
      <link>https://iuvs.ilam.ac.ir/article_733366.html</link>
      <description>به‌منظور بررسی تأثیر هیدروپرایمینگ، بیوپرایمینگ (قارچ تریکودرما) و پوشش&amp;amp;shy;دار کردن بذور با نانو کلات بر شاخص&amp;amp;shy;های جوانه&amp;amp;shy; زنی و خواص آنتی&amp;amp;shy; اکسیدانی عصاره برگ کینوا (Chenopodium quinoa Willd ) تحت تنش کادمیوم، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه&amp;amp;shy; ی کاملاً تصادفی در چهار تکرار در آزمایشگاه علوم و تکنولوژی بذر دانشگاه محقق اردبیلی در سال 1402 اجرا گردید. تیمارهای آزمایش شامل روش &amp;amp;shy;های پیش&amp;amp;shy; تیمار در چهار سطح (بدون تیمار، هیدروپرایمینگ، بایوپرایمینگ و پوشش دار کردن بذر) و تنش کلرید کادمیوم (0، 50، 100 و 150 میلی&amp;amp;shy; گرم در لیتر) بود. نتایج نشان داد که تنش کادمیوم 150 میلی &amp;amp;shy;گرم در لیتر درصد جوانه&amp;amp;shy; زنی را حدود 9/46 درصد، سرعت جوانه&amp;amp;shy; زنی را حدود 49/68درصد، وزن خشک گیاهچه را 22/50درصد و طول گیاهچه کینوا در حدود 20/66 درصد نسبت به تیمار شاهد کاهش داد. همچنین بیوپرایمینگ با قارچ تریکودرما باعث افزایش 27/79 درصدی فعالیت&amp;amp;nbsp;آنزیم پلی&amp;amp;shy; فنل&amp;amp;shy; اکسیداز، 65/25 درصدی محتوای پرولین و 36/84درصدی پراکسید هیدروژن شد. با توجه به نتایج این پژوهش می&amp;amp;shy; توان به این نتیجه رسید که&amp;amp;nbsp;انجام بیوپرایمینگ با قارچ تریکودرما در سطوح مختلف تنش کادمیوم از راه افزایش توان بذر و گیاهچه و افزایش فعالیت آنزیم &amp;amp;shy;های آنتی &amp;amp;shy;اکسیدانی از تأثیر منفی تنش کادمیوم می&amp;amp;shy; کاهد و موجب بهبود ویژگی&amp;amp;shy; های جوانه&amp;amp;shy; زنی و رشد گیاهچه&amp;amp;shy; ها می&amp;amp;shy;شود اما در بسیاری موارد هیدروپرایمینگ تفاوت معنی داری با بیوپرامینگ ندارد و در بعضی موارد بهتر عمل کرده است. بنابراین پیش &amp;amp;shy;تیمار آبی روشی ساده و مقرون به&amp;amp;shy; صرفه بوده و در عین سادگی و عدم نیاز به دانش فنی پیچیده، به آسانی می&amp;amp;shy; تواند توسط کشاورزان اجرا گردد.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر مدت زمان پوشش‌دهی با کلریدکلسیم بر کپسوله‌کردن جنین‌های رویشی مارچوبه</title>
      <link>https://iuvs.ilam.ac.ir/article_733365.html</link>
      <description>مارچوبه (.L Asparagus officinalis) یک محصول چندساله علفی خوراکی، دوپایه و با سطوح پلوئیدی مختلف می‌باشد. از مشکلات مارچوبه کاهش باروری به دلیل افزایش سطوح پلوئیدی و به دنبال آن کاهش تولید بذر می‌باشد. به ‌دلیل محدود بودن منبع ژنتیکی مارچوبه، به‌کارگیری روش‌هایی مانند جنین‌زایی رویشی، برای ازدیاد این گیاه ضروری می‌باشد. یکی از اصلی‌ترین استفاده‌های جنین رویشی، کاربرد آن در تولید بذر مصنوعی است. پژوهش حاضر با هدف کپسوله کردن جنین‌های رویشی حاصل از گیاهچه‌های کشت بافتی مارچوبه انجام گرفته است. بدین منظور بذرهای گونهA. officinalis &amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;با دو سطح پلوئیدی دیپلوئید و اکتاپلوئید تهیه ‌گردید. سپس در محیط کشت پایه MS کشت شدند. از گیاهچه‌های حاصل، ریزنمونه‌های 5 تا 7 سانتیمتری حاوی یک گره را جدا کرده و در محیط B5 مایع حاوی دو میلی‌گرم در لیتر 2-4-D قرار داده شدند. سپس در دستگاه آکسوفیتون به مدت 14 روز در فاز القا نگهداری شدند. پس از آن ریزنمونه‌ها در محیط کشت B5 مایع فاقد 2-4-D واکشت شدند. پس ‌از ظهور جنین‌های رویشی، کپسوله کردن جنین‌ها با استفاده از آلژینات سدیم دو درصد در محیط  &amp;amp;nbsp;حاوی یک میلی‌گرم در لیتر کینتین انجام شد. جهت سخت شدن پوشش جنین‌های رویشی از محلول 100 میلی‌مولار کلریدکلسیم در سه تیمار زمانی 30، 40 و 60 دقیقه استفاده شد. کمترین و بالاترین مقادیر درصد جوانه‌زنی برای تیمارهای زمانی با کینتین به ترتیب T40 (2/ 25 %) و T30 (39/9 %) و برای تیمارهای بدون کینتین به ترتیب C40 (21/7 %) و C60 (47/3 %) بود. &amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر سلنیوم (نانو و بالک) بر الگوی جذب عناصر و مشخصه&amp;shy; های رشدی اسفناج (.Spinacia oleracea L) رقم دش</title>
      <link>https://iuvs.ilam.ac.ir/article_733364.html</link>
      <description>گیاهان به عنوان بهترین منبع سلنیوم برای انسان‌ها و حیوانات می‌باشند که این عنصر را از خاک جذب و وارد زنجیره‌ی غذایی می‌کنند. نانوذرات سلنیوم، به عنوان ذرات پایدار، جهت استفاده به عنوان کود گیاهی معرفی شده‌اند. در تحقیق حاضر اثر سلنیوم (به شکل بالک و نانو) بر الگوی جذب عناصر و مشخصه‌های رشدی اسفناج در شرایط گلخانه در قالب طرح کاملاً تصادفی در 3 تکرار مورد بررسی قرار گر‌فت. فاکتورهای آزمایشی شامل محلول پاشی با نانو سلنیوم (5، 10 و 20 پی‌پی‌ام)، سلنات سدیم (5، 10 و 20 میلی‌گرم‌درلیتر) و آب مقطر (شاهد) بود. بر اساس یافته‌ها، با افزایش سطوح تیمارها، ارتفاع بوته و ریشه، ماده‌خشک برگ و ریشه، تعداد برگ، محتوای عناصر فسفر، آهن، سلنیوم، منیزیم، روی و کلسیم روندی افزایشی داشت. به طوری‌که بیشترین میزان ارتفاع بوته (27/68 سانتی&amp;amp;shy;متر)، ماده خشک برگ (19/40 درصد)، محتوای فسفر (0/75پی‌پی‌ام)، آهن (0/028پی‌پی‌ام) و سلنیوم (0/59پی‌پی‌ام) تحت تیمار 20 پی‌پی‌ام نانوسلینوم، تعداد برگ (68/86)، ماده خشک ریشه (17/48 درصد) منیزیم (0/92پی‌پی‌ام) و روی (49/60پی‌پی‌ام) در تیمار 10 پی‌پی‌ام نانوسلنیوم، و طول ریشه (24/56 سانتی‌متر) و محتوای کلسیم (2/10پی‌پی‌ام) به ترتیب تحت تیمارهای 20&amp;amp;nbsp; و 10 میلی‌گرم بر لیتر سلنات سدیم ثبت شد. با وجود اینکه کمترین میزان ارتفاع بوته (25/06 سانتی‌متر)، طول ریشه (16/13 سانتی‌متر)، تعداد برگ (51/16)، ماده‌خشک برگ (11/38 درصد)، ماده خشک ریشه (16/59 درصد)، فسفر (0/55پی‌پی‌ام)، آهن (0/016پی‌پی‌ام)، روی (42/28پی‌پی‌ام) و سلنیوم (0/08 پی‌پی‌ام) متعلق به تیمار شاهد بود، کمترین میزان عناصر کلسیم (1/35پی‌پی‌ام) و منیزیم (0/64پی‌پی‌ام) در تیمار 20 پی‌پی‌ام نانوسلنیوم به‌دست آمد. در مقابل، افزایش غلظت تیمارها موجب کاهش محتوای سدیم، منگنر و تجمع نیترات شد. به‌طوری‌که بیشترین میزان سدیم (1/95پی‌پی‌ام) و منگنر (119/44پی‌پی‌ام) در تیمار شاهد و تجمع نیترات (3566/60 پی‌پی‌ام) در 5 پی‌پی‌ام نانوسلنیوم بدست آمد. همچنین کمترین تجمع نیترات و سدیم (به ترتیب 2533/30 و 1/52 پی‌پی‌ام)، و همچنین محتوای عنصر منگنز (73/38 پی‌پی‌ام) به ترتیب در بالاترین سطح نانوسلنیوم و سلنات سدیم مشاهده شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر محلول&amp;shy;پاشی نفتالین &amp;shy;استیک&amp;shy; اسید بر شاخص&amp;shy; های فیزیولوژیکی و عملکرد میوه خیار (.Cucumis sativus L) تحت شرایط کم&amp;shy; آبیاری</title>
      <link>https://iuvs.ilam.ac.ir/article_733363.html</link>
      <description>به&amp;amp;shy;منظور ارزیابی اثر نفتالین&amp;amp;shy;استیک&amp;amp;shy;اسید بر صفات فیزیولوژیکی و عملکرد گیاه خیار (Cucumis sativus L.) تحت شرایط کم&amp;amp;shy; آبیاری، آزمایشی به&amp;amp;shy; صورت کرت &amp;amp;shy;های خرد شده بر پایه طرح بلوک&amp;amp;shy; های کامل تصادفی در سه تکرار در سال 1402 اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل سه سطح آبیاری (100، 75 و 50 درصد نیاز آبی گیاه) به&amp;amp;shy; عنوان فاکتور اصلی و محلول&amp;amp;shy;پاشی نفتالین&amp;amp;shy; استیک &amp;amp;shy;اسید در سه سطح (صفر، 50 و 100 میلی&amp;amp;shy; گرم در لیتر) به &amp;amp;shy;عنوان فاکتور فرعی بودند.&amp;amp;nbsp;نتایج نشان داد که تنش کم&amp;amp;shy; آبیاری به&amp;amp;shy; طور معنی&amp;amp;shy; داری میزان کارتنوئید، پرولین، نشت یونی و فعالیت آنزیم &amp;amp;shy;های کاتالاز و سوپراکسید دیسموتاز را افزایش داد و محتوای کلروفیل، محتوای نسبی آب برگ و عملکرد میوه را کاهش داد. محلول&amp;amp;shy;پاشی نفتالین &amp;amp;shy;استیک &amp;amp;shy;اسید با افزایش محتوای کلروفیل، پرولین و فعالیت آنزیم&amp;amp;shy; های آنتی &amp;amp;shy;اکسیدانی و کاهش نشت یونی موجب بهبود عملکرد خیار گردید. باتوجه به نتایج، بیشترین محتوای کلروفیل و عملکرد (42693/7 کیلوگرم در هکتار) با کاربرد نفتالین &amp;amp;shy;استیک&amp;amp;shy; اسید 50 میلی&amp;amp;shy; گرم در لیتر در آبیاری 100 درصد حاصل شد. حداکثر محتوای نسبی آب برگ، حداقل نشت یونی و محتوای مالون دی&amp;amp;shy;آلدئید و پراکسید هیدروژن در گیاهان تیمار شده با نفتالین استیک اسید 100 میلی &amp;amp;shy;گرم در لیتر تحت آبیاری 100 درصد نیاز آبی بدست آمد. همچنین بیشترین فعالیت آنزیم&amp;amp;shy; سوپر اکسید دیسموتاز و محتوای پرولین تحت شرایط کم &amp;amp;shy;آبیاری 50 درصد نیاز آبی به&amp;amp;shy; ترتیب با کاربرد نفتالین &amp;amp;shy;استیک&amp;amp;shy; اسید 100 و 50 میلی&amp;amp;shy; گرم در لیتر مشاهده شد. با توجه به نتایج، کاربرد نفتالین &amp;amp;shy;استیک&amp;amp;shy; اسید 50 میلی&amp;amp;shy; گرم در لیتر جهت بهبود رشد و عملکرد تحت شرایط آبیاری نرمال و کم &amp;amp;shy;آبیاری پیشنهاد می &amp;amp;shy;شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر هم‌زیستی با قارچ میکوریزا بر برخی ویژگی‌های بیوشیمیایی و رشد گیاه ترخون تحت شرایط تنش خشکی</title>
      <link>https://iuvs.ilam.ac.ir/article_733369.html</link>
      <description>تنش خشکی مهم‌ترین تنش غیرزیستی است که رشد و عملکرد گیاه را تحت تأثیر قرار می‌دهد. به‌منظور بررسی تأثیر هم‌زیستی قارچ‌های میکوریزا و تنش خشکی بر خصوصیات رشد و بیوشیمیایی گیاه ترخون، آزمایشی گلدانی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه رازی انجام شد. فاکتور اول تنش خشکی در دو سطح شامل شاهد (آبیاری کامل) و آبیاری در حد 50 درصد ظرفیت زراعی و فاکتور دوم شامل مایه‌زنی ریزوم‌های ترخون با قارچ‌های میکوریزا از جنس Glomus در 5 سطح ( G.hoi + G. mosseae، G.hoi + G. intraradices ، G. mosseae + G. intraradices ، G.hoi + G. mosseae + G. intraradices ) و شاهد بود. برخی از ویژگی‌های رشد (وزن خشک برگ و طول ریشه)، فیزیولوژیکی (محتوی نسبی آب برگ‌، رنگیزه‌های فتوسنتزی، نشت الکترولیت، پرولین، قند‌های محلول کل، پروتئین محلول و ظرفیت آنتی‌اکسیدانی برگ) اندازه‌گیری شدند. برای مایه‌زنی، 100 گرم از مایه تلقیح که شامل خاک حاوی اسپور، ریشه‌های مایکوریزا و هیف بود در زیر هر قطعه ریزوم استفاده شد. یک ماه پس از استقرار گیاه، تنش خشکی به روش وزنی اعمال شد. طبق نتایج به‌دست آمده، تنش خشکی سبب کاهش وزن خشک برگ و طول ریشه شد. بدین صورت‌که کم‌ترین میزان وزن خشک برگ ( 0/65گرم) و طول ریشه (14/65 سانتی‌متر)، در تیمار 50 درصد ظرفیت زراعی مشاهده شد. برخلاف تنش خشکی، کاربرد هر سه گونه قارچ میکوریزا سبب افزایش وزن خشک برگ (0/83 گرم) و طول ریشه (17/57 سانتی‌متر) شد. در شرایط تنش خشکی، کاربرد میکوریزا سبب بهبود میزان رنگیزه‌های فتوسنتزی نسبت به شاهد شد. بیش‌ترین میزان پرولین (18/33 میکرومول در گرم وزن تر) در تیمار تنش خشکی همراه با سه گونه قارچ میکوریزا حاصل شد، درحالی‌که بیش‌ترین میزان قند محلول کل (00/49 میلی‌گرم در گرم وزن تر)، پروتئین محلول (0/352 میلی‌گرم در گرم وزن تر) و فعالیت آنتی‌اکسیدانی (96/06 %)، در تیمار آبیاری کامل همراه با سه گونه قارچ میکوریزا مشاهده گردید. نتایج نشان داد که کاربرد 3 گونه از قارچ میکوریزا شاملG. intraradices +G. hoi + G. mosseae&amp;amp;nbsp;، بر ویژگی‌های رشد، فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی ترخون تأثیر بهتری داشت. </description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر ترکیبات مختلف نورهای LED بر ارزش غذایی و کیفیت میکروگرین‌ها</title>
      <link>https://iuvs.ilam.ac.ir/article_733368.html</link>
      <description>میکروگرین &amp;amp;shy;ها دسته&amp;amp;shy;ای ویژه از محصولات هستند که به دلیل خصوصیات مطلوب نسبت به گیاهان بالغ اخیراً به&amp;amp;shy;عنوان سبزی تازه خوری موردتوجه قرارگرفته‌اند. شرایط روشنایی در حین کشت میکروگرین‌ها می‌تواند باعث افزایش ارزش غذایی آن‌ها شود. پژوهش حاضر باهدف تعیین تغییرات ویژگی&amp;amp;shy; های فیزیولوژیکی، محتویات مواد معدنی و طعم میکروگرین‌های رازیانه (Foeniculum vulgare L.&amp;amp;nbsp;)، چیا (Salvia hispanica L.) و کاسنی (.L&amp;amp;nbsp;Cichorium intybus) با نسبت‌های مختلف دیود ساطع کننده نور (LED) در قالب طرح کاملاً تصادفی در شرایط کنترل‌شده گلخانه&amp;amp;shy;ای صورت گرفت. تیمارها شامل نور طبیعی (شاهد)، 100 درصد نور آبی، 100 درصد نور قرمز و 70 درصد نور قرمز+30 درصد نور آبی با سه تکرار بود. نتایج پژوهش نشان داد 100 درصد نور قرمز موجب افزایش میزان فنول و فلاونوئید در کاسنی و رازیانه شد. همچنین، میزان کلروفیل کل در هر سه میکروگرین با 100 درصد نور آبی بهبود یافت. در میکروگرین‌های چیا، کاسنی و رازیانه، بیشترین طول میانگره در 70 درصد نور قرمز+30 درصد آبی به ترتیب 7/600، 8/010 و 6/200 میلی&amp;amp;shy;متر و کمترین طول میانگره در 100 درصد نور آبی 6/500، 6/500 و 4/266 میلی&amp;amp;shy;متر مشاهده شد. همچنین 70 درصد نور قرمز+30 درصد نور آبی موجب ایجاد طعم شیرین با عطر زیاد در رازیانه و بهبود عناصر معدنی میکروگرین&amp;amp;shy; های مورد مطالعه شد. هیچ ترکیب غالبی در محتوای اسانس میکروگرین &amp;amp;shy;ها تحت تیمار نوری مشاهده نگردید. به‌طورکلی استفاده از روشنایی LED موجب تقویت اکثر پارامترهای مورد بررسی این پژوهش و افزایش ارزش غذایی میکروگرین&amp;amp;shy; ها گردید و از میان طیف&amp;amp;shy; های نوری، 70 درصد نور قرمز+30 درصد نور آبی برای میکروگرین&amp;amp;shy; ها مفیدتر واقع گردید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر تیمار GABA و LAB بر عملکرد و خواص بیوشیمیایی گوجه‌فرنگی تحت تنش کم آبیاری</title>
      <link>https://iuvs.ilam.ac.ir/article_734070.html</link>
      <description>یکی از علائم اصلی حساسیت به تنش‌های محیطی، کاهش عملکرد گیاه است. برای کاهش و تعدیل اثرات مضر تنش محیطی، ترکیبات جدید Lactic Acid Bactria (LAB) و GABA (&amp;amp;gamma;-aminobutyric acid) کمتر مورد استفاده قرار گرفته‌اند در حالی&amp;amp;shy;که استفاده همزمان این دو بسیار مفید است. پژوهش حاضر به منظور کاهش اثرات تنش آبیاری آزمایشی به طور طرح فاکتوریل در قالب بلوک‌های کامل طراحی و اجرا شد. در این آزمایش برای اعمال تنش کم آبیاری، آبیاری در دو سطح رطوبت خاک (آبیاری کامل 90 درصد رطوبت ظرفیت مزرعه‌ای، 50 درصد رطوبت ظرفیت مزرعه‌ای خاک) به عنوان فاکتور اول و تیمارهای محلول‌پاشی GABA در غلظت 1 و 2 میلی‌گرم در لیتر همراه با LAB &amp;amp;nbsp;در دو غلظت 5 و 10 درصد و یک تیمار شاهد به عنوان فاکتور دوم در نظر گرفته شد. بذور گیاهان گوجه فرنکی رقم Chef برای تولید نشا در سینی‌ها 12&amp;amp;times;12 کشت شد و در گلخانه نگه&amp;amp;shy;داری شد. پس از تولید نشاء گیاهان به مزرعه اصلی منتقل شد. 20 روز بعد از انتقال به زمین اصلی و استقرار گیاهان اعمال تنش‌های آبیاری همراه با محلول‌پاشی گیاهان با GABA و LAB انجام شد. دو هفته بعد از آخرین محلول‌پاشی میوه‌ها برداشت و میزان وزن میوه و عملکرد یک بوته همراه با صفات هدایت روزنه‌ای، نشت یونی و محتوای نسبی آب مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل نشان داد که محلول‌پاشی GABA و LAB بر عملکرد گیاهان گوجه‌فرنگی به‌ویژه در شرایط تنش خشکی تأثیر گذاشته و تا حدی اثرات منفی تنش خشکی را جبران کرده است. استفاده از GABA و LAB میزان عملکرد را در گوجه‌فرنگی افزایش داد. بیشترین وزن میوه (2/44 کیلوگرم) در بوته طی شرایط آبیاری کامل و در زمان استفاده از GABA در غلظت 2 میلی‌گرم در لیتر به دست آمد. با توجه به نتایج پژوهش حاضر طی آبیاری در 50 درصد رطوبت ظرفیت مزرعه‌ای استفاده از GABA در غلظت 2 میلی‌گرم در لیتر LAB با غلظت 10 درصدی تاثیر قابل قبولی را کاهش اثرات تنش آبیاری در گوجه‌فرنگی داشته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>افزایش عملکرد و کیفیت غذایی دانه نخود فرنگی (.Pisum sativum L) از طریق محلول&amp;shy;پاشی روی و منگنز</title>
      <link>https://iuvs.ilam.ac.ir/article_734114.html</link>
      <description>روی و منگنز از جمله ریزمغذی&amp;amp;shy;های ضروری مهم در رشد و نمو گیاهان هستند. در این مطالعه، تاثیر محلول&amp;amp;shy;پاشی سولفات روی (0، 2 و 4 درصد) و سولفات منگنز&amp;amp;nbsp; (0، 2 و 4 درصد) بر رشد، عملکرد و کیفیت دانه نخود فرنگی (LPisum sativum&amp;amp;nbsp;)، در قالب آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح بلوک&amp;amp;shy; های کامل تصادفی در سه تکرار در سال 1402-1401 انجام شد. نتایج نشان داد که محلول&amp;amp;shy;پاشی تیمارهای روی و منگنز به &amp;amp;shy;ویژه در سطح 4 درصد سبب بهبود خصوصیات کمی و کیفی نخودفرنگی گردید. اثر برهمکنش محلول&amp;amp;shy;پاشی عناصر روی و منگنز، بر تعداد دانه در غلاف، وزن دانه در غلاف، وزن تر غلاف، شاخص کلروفیل، پروتئین دانه و محتوای روی و منگنز معنی &amp;amp;shy;دار بود، ولی بر طول بوته، تعداد غلاف در بوته، وزن خشک غلاف، عملکرد غلاف در بوته و مواد جامد محلول اثر معنی &amp;amp;shy;داری نشان نداد. بیشترین تعداد دانه در غلاف (8/6)، وزن دانه در غلاف (3/9 گرم)، وزن تر غلاف (5/9 گرم)، شاخص کلروفیل (87/1)، پروتئین دانه (2/6 درصد) با کاربرد تیمار سولفات روی 4 درصد + سولفات منگنز 4 درصد به&amp;amp;shy; دست آمد و بیشترین محتوای روی (78/2 میلی گرم در گرم وزن تر) و منگنز (46/4 میلی گرم در گرم وزن تر) دانه نخود فرنگی با کاربرد تیمار سولفات روی 2 درصد و سولفات منگنز 4 درصد حاصل شد. با توجه به نتایج، کاربرد کودهای سولفات روی و منگنز 4 درصد جهت بهبود عملکرد، اجزای عملکرد و شاخص&amp;amp;shy;های کیفی در گیاه نخود فرنگی پیشنهاد می&amp;amp;shy; شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی رشد و عملکرد میوه خیار (.Cucumis sativus L) پیوند شده روی پایه‌های مختلف در کشت گلخانه‌ای هیدروپونیک</title>
      <link>https://iuvs.ilam.ac.ir/article_734115.html</link>
      <description>پ&amp;amp;zwj;ژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر پایه‌های مختلف بر برخی شاخص‌های فیزیولوژیکی و عملکردی خیار (LCucumis sativus&amp;amp;nbsp;) انجام شد. به همین منظور با استفاده از سه پایه تجاری مارول (Marvel)، سنتینل (Sentinel) و کدو قلیانی (Bottle gourd) و یک رقم تجاری خیار با نام مونزا (Monza) آزمایشی در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار به صورت کشت هیدروپونیک در گلخانه سبزیکاری گروه علوم و مهندسی باغبانی دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران در سال‌های 1398 تا 1399 به اجرا در آمد. در این آزمایش شاخص‌هایی مانند عملکرد، تعداد میوه در بوته، متوسط وزن میوه، کل مواد جامد محلول (TSS)، طول ساقه، وزن تر و خشک ساقه، برگ، ریشه و کل بوته و نسبت بین آنها ،pH آب میوه و نسبت وزن خشک به تر میوه مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که پیوند بر افزایش عملکرد تاثیری نداشت. بیشترین میزان عملکرد از بوته‌های شاهد غیر پیوندی و خودپیوندی (10331/6 و 10038/1 گرم) به دست آمد که به طور معناداری بالاتر از کلیه پایه‌های مورد استفاده بود. کمترین میزان عملکرد در پایه سنتینل به میزان (6686/5 گرم) مشاهده گردید. بیشترین میزان کل مواد جامد محلول در پایه کدو قلیانی مشاهده شد که با سایر تیمارها اختلاف معنی‌داری نشان داد. کمترین میزان کل مواد جامد محلول هم از پایه مارول به دست آمد و پس از آن کمترین میزان متعلق به پایه سنتینل بود. با توجه به نتایج به دست آمده پایه‌های مارول و کدو قلیانی با رقم خیار مونزا سازگاری بهتری نسبت به پایه سنتینل داشتند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدیریت مصرف نیتروژن در کشت مخلوط ذرت شیرین و لوبیا قرمز</title>
      <link>https://iuvs.ilam.ac.ir/article_734116.html</link>
      <description>به‌منظور بررسی اثر کاربرد نیتروژن در کشت مخلوط ذرت شیرین با لوبیا قرمز، آزمایشی در سال زراعی 1398-1397 به صورت کرت‌های خرد‌شده در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار اجرا شد. کرت‌های اصلی عبارت از سطوح مصرف نیتروژن از منبع کود اوره (0،80، 160، 240 کیلوگرم در هکتار) بودند و الگوی کشت در پنج سطح (کشت مخلوط یک ردیف ذرت یک ردیف لوبیا قرمز، یک ردیف ذرت دو ردیف لوبیا قرمز، دو ردیف ذرت یک ردیف لوبیا قرمز و کشت خالص لوبیا قرمز و ذرت) کرت‌های فرعی را تشکیل می‌دادند. نتایج نشان داد که ترکیب تیماری 240 کیلوگرم در هکتار کود نیتروژن به همراه کشت خالص ذرت شیرین از نظر وزن تر کل (36319/8 کیوگرم در هکتار)، وزن دانه قابل کنسرو (3631/9 کیلوگرم در هکتار)، عملکرد بیولوژیک (12966/1 کیلوگرم در هکتار) و وزن خشک دانه (1484/7 کیلوگرم در هکتار) نسبت به دیگر ترکیب‌های تیماری برتر بود. هم‌چنین الگوی کشت دو ردیف ذرت و یک ردیف لوبیا قرمز از نظر طول بلال (32/6 سانتی‌متر) و تعداد دانه در ردیف (35/7 عدد) از خود برتری نشان داد. با این‌حال، ترکیب تیماری 80 و 160 کیلوگرم در هکتار و الگوی کشت مخلوط یک ردیف ذرت شیرین و دو ردیف لوبیا قرمز بیش‌ترین شاخص نسبت برابری زمین (1/1) را داشت. به‌طورکلی ترکیب‌های کشت دو ردیف ذرت شیرین به همراه یک ردیف لوبیا قرمز و یک ردیف ذرت شیرین و دو ردیف لوبیا قرمز و سطح کودی 160 و 240 کیلوگرم در هکتار می‌تواند موجب بهبود عملکرد ذرت شیرین و لوبیا قرمز شود و کشت آن قابل توصیه است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تنوع مکانی بهره&amp;shy; وری مصرف آب و منابع کودی در ‌گیاه سیب‌زمینی در ایران</title>
      <link>https://iuvs.ilam.ac.ir/article_707277.html</link>
      <description>این پژوهش به منظور بررسی تنوع مکانی کارایی مصرف آب، نیتروژن، فسفر و پتاسیم‌ در گیاه سیب‌زمینی در مناطق مختلف ایران اجرا شد. برای این منظور، استان‌ها و شهرستان&amp;amp;shy;های با بیش از هشتاد درصد تولید سیب&amp;amp;shy;زمینی در کشور طی سال&amp;amp;shy;های 99-1390 تعیین و در هر استان نیز شهرستان‌های دارای بیش از 80 درصد تولید، انتخاب و شاخص&amp;amp;shy;های بوم&amp;amp;shy;شناختی مختلف شامل کارایی مصرف نیتروژن، فسفر، پتاسیم و آب محاسبه و ضرایب همبستگی بین آنها تعیین شد. رابطه بین عملکرد غده، پارامترهای اقلیمی با میزان آب، نیتروژن، فسفر و پتاسیم نیز بررسی شد. نتایج این مطالعه نشان داد که بیشترین کارایی مصرف نیتروژن، فسفر و آب به ترتیب با 159/01 کیلوگرم غده بر کیلوگرم نیتروژن، 177/30 کیلوگرم غده بر کیلوگرم فسفر و 7/15 کیلوگرم غده بر مترمکعب آب در استان اردبیل و بیشترین کارایی مصرف پتاسیم معادل 628/27 کیلوگرم غده بر کیلوگرم پتاسیم در استان کرمان مشاهده شد. کارایی مصرف نیتروژن و آب بیشترین همبستگی مثبت و معنی&amp;amp;shy;دار را با یکدیگر داشتند. بررسی رگرسیون بین عملکرد با متغیرهای اقلیمی و زراعی نشان داد که افزایش مصرف نیتروژن و فسفر به ترتیب بیشترین ‌تأثیر را بر بهبود عملکرد غده داشت، در حالی&amp;amp;shy;که کمترین ‌تأثیر برای دما محاسبه شد. افزایش پتاسیم نیز ‌تأثیر منفی بر عملکرد غده نشان داد. با توجه به همبستگی معنی&amp;amp;shy;دار بین کارایی مصرف منابع و ‌تأثیرگذاری مستقیم آن بر عملکرد غده، به نظر ‌می‌رسد که بهبود شاخص&amp;amp;shy;های کارایی مصرف منابع در سیستم&amp;amp;shy;های زراعی به عنوان راهکاری اکولوژیک می&amp;amp;shy;تواند ‌تأثیر زیادی بر افزایش عملکرد و به تبع آن کاهش تلفات منابع تولید داشته باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر کودهای نانو بر جوانه زنی بذر و خصوصیات بیوشیمیایی گیاهچه نخود فرنگی تحت تنش عنصر سنگین کادمیوم</title>
      <link>https://iuvs.ilam.ac.ir/article_728606.html</link>
      <description>به‌منظور ارزیابی اثرات محلول‌پاشی کودهای نانو بر شاخص‌های جوانه‌زنی و رشد گیاهچه نخودفرنگی در شرایط تنش عنصر سنگین کادمیوم، آزمایشی به صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی در چهار تکرار در سال 1398 در انجام گرفت. در این پژوهش، شاخص‌های جوانه‌زنی بذر و رشد گیاهچه‌ نخودفرنگی، برخی از پارامترهای بیوشیمیایی از قبیل محتوای پروتئین محلول، پرولین و فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدان کاتالاز و پراکسیداز اندازه‌گیری شد. تیمارهای آزمایش شامل پنج سطح محلول‌پاشی (شاهد، محلول پاشی با مولیبدن 2 در هزار، محلول پاشی با مولیبدن 4 در هزار، محلول پاشی با نانوکلات بور 2 در هزار، محلول پاشی با نانوکلات بور 4 در هزار) و سه سطح تنش کادمیوم (0، 50 و 100 میلی‌گرم بر لیتر کلرید کادمیوم) بودند. نتایج نشان داد تنش کادمیوم درصد و سرعت جوانه زنی، طول و وزن خشک گیاهچه را به طور معنی‌داری کاهش داد و آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی، پروتئین و پرولین را افزایش داد. بطوری که تنش شدید کادمیوم (100 میلی‌گرم در لیتر) درصد جوانه زنی را 16/4 درصد و سرعت جوانه زنی را 66/51 درصد، طول گیاهچه را 07/43 درصد و وزن خشک گیاهچه را 33/43 درصد کاهش و کاتالاز را 14/57 درصد، پراکسیداز را 15/31 درصد، پروتئین را 65/89 درصد و پرولین را 09/10 درصد نسبت به شاهد افزایش داد. درحالی‌که تغذی با کودهای نانوکلات بور و مولیبدن با افزایش شاخص‌های جوانه‌زنی در حدود 42/20 درصد و رشد گیاهچه (طول و وزن خشک) در حدود 92/58 درصد، از طریق افزایش رشد و فعالیت آنزیم‌های آنتی اکسیدان از قبیل موجب کاهش اثرات تنش کادمیوم گردید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر باکتری محرک رشد گیاهی بر شاخص‌های مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی فلفل دلمه‌ای (Capsicum annuum Clavesol RZ)، تحت تنش کادمیم</title>
      <link>https://iuvs.ilam.ac.ir/article_728607.html</link>
      <description>سابقه و هدف: کادمیم یکی از مهم‌ترین فلزات سنگین و سمی بشمار می‌رود که در صورت راه یافتن آن به زنجیره غذایی، موجب به خطر افتادن سلامت جانوران و انسان‌ها می‌شود. در حال حاضر سمیت ناشی از کادمیم از معضلات عمده زیست محیطی به شمار می‌رود، زیرا این عنصر می‌تواند به راحتی توسط ریشه گیاهان جذب شده و در اندام‌های مختلف گیاهی به مقادیر زیادی تجمع یابد و در عین حال هیچ گونه علائم سمیت در گیاه ظاهر نشود. افزایش تحمل گیاهان به تنش‌های زیستی و غیر‌زیستی از موضوعات بسیار مهمی است که امروزه بیشتر از پیش باید به آن پرداخته -شود. تلقیح با باکتری‌های محرک رشد گیاهی یکی از راهکارهایی است که می‌توان با بهره‌گیری از آن، جذب فلزات سنگین توسط گیاه را کاهش داده و از ورود آن به چرخه غذایی انسان جلوگیری نمود. مواد و روش‌ها: این آزمایش به ‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با دو فاکتور و چهار تکرار در شرایط کشت هیدروپونیک در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه محقق اردبیلی اجرا شد. فاکتور اول شامل کاربرد فلز کلرید کادمیوم (CdCl2) در محلول غذایی در سه غلظت (صفر، 45/83 و 66/91 میلی‌گرم بر مول در لیتر) و فاکتور دوم تلقیح با باکتری سودوموناس (Pseudomonad aerruginosa) در مرحله نشاءکاری در دو حالت تلقیح شده و تلقیح نشده بود. یافته‌ها: نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که افزایش غلظت کادمیم موجب کاهش در پارامترهای ارتفاع بوته، سطح برگ، وزن خشک اندام هوایی و ریشه، هدایت روزنه‌ای و میزان کلروفیل شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تعیین آستانه‌ تحمل به تنش شوری سه اکوتیپ‌ سالیکورنیا (Salicornia persica) در مرحله جوانه‌زنی و رشد گیاهچه</title>
      <link>https://iuvs.ilam.ac.ir/article_732511.html</link>
      <description>سالیکورنیاپرسیکا به‌عنوان یکی از سبزی‌های شورپسند ارزشمند و گران‌قیمت، پتانسیل بالایی برای توسعه کشت دراراضی شور کشور دارد. بااین‌حال، مقاومت اکوتیپ‌های این گونه به تنش شوری درمراحل مختلف رشدی، به‌ویژه در دوره حساس جوانه‌زنی، ثابت نیست و تحت‌تأثیر غلظت نمک قرار می‌گیرد. این پژوهش باهدف ارزیابی پاسخ سه اکوتیپ بومی سالیکورنیا پرسیکا (فلات‌مرکزی، ارومیه و بوشهر) به هشت سطح تنش شوری شامل (شاهد با آب مقطر و سطوح 60،50،40،30،20،10 و 70 دسی‌زیمنس بر متر ناشی از کلریدسدیم) درمرحله جوانه‌زنی به‌صورت آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در آزمایشگاه تکنولوژی بذر گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی دانشکده کشاورزی دانشگاه شهید چمران اهواز در سال 1400 اجرا گردید. نتایج نشان داد که با افزایش شوری، شاخص‌های حیاتی جوانه‌زنی و رشد اولیه گیاهچه به‌طور معنی‌داری تحت‌تأثیر قرار گرفتند. در اکوتیپ بوشهر، درصد جوانه‌زنی از ۱۰۰ درصد در شرایط شاهد، به ۶ درصد در شوری ۷۰ دسی‌زیمنس بر متر کاهش یافت. اکوتیپ فلات‌مرکزی نیز بالاترین تحمل را به شوری نشان داد. همچنین برآورد آستانه تحمل به شوری با استفاده از مدل لجستیک سه‌پارامتره، آستانه کاهش ۵۰ درصد جوانه‌زنی را برای اکوتیپ‌های فلات‌مرکزی، ارومیه و بوشهر به‌ترتیب 73/47، 95/43 و 67/37 دسی‌زیمنس بر متر و آستانه کاهش ۵۰ درصد شاخص بنیه بذر برای این اکوتیپ‌ها را به‌ترتیب 75/38، 78/29 و 90/22 دسی‌زیمنس بر متر محاسبه کرد. در مجموع، پژوهش حاضر، در بین اکوتیپ‌های بومی سالیکورنیا پرسیکا از نظر تحمل به شوری در مرحله جوانه‌زنی، اکوتیپ فلات‌مرکزی را به‌عنوان گزینه‌ای برتر برای برنامه‌های اصلاحی و توسعه کشت دراراضی شور معرفی نمود.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
